به گزارش اطلاعات آنلاین به نقل از دیپلمات، در حالی که بخش عمدهای از جهان درگیر بحران خاورمیانه است، یک رژیم در شرق آسیا که به شکلی فزاینده جسورتر شده، دوباره دارد به رادار ژئوپلیتیک بازمیگردد.
کره شمالی در ۱۹ آوریل چهارمین آزمایش موشکی خود را انجام داد و رسانههای دولتی اعلام کردند این آزمایش شامل سلاحهایی مجهز به کلاهکهای خوشهای بوده است. یک هفته قبل، ناوشکن درجه یک این رژیم، چوئه هیون، دو موشک کروز راهبردی و سه موشک ضد کشتی شلیک کرد تا به همه یادآوری کند قابلیتهای نظامی پیونگیانگ دیگر محدود به زمین نیست.
آزمایش اخیر تحت نظارت کیم جونگ اون، رئیس کره شمالی و دختر نوجوانش، کیم جو آئه، انجام شد که آژانس جاسوسی کره جنوبی به تازگی او را جانشین احتمالی کیم معرفی کرده است.
زمانبندی این آزمایشهای موشکی را نمیتوان نادیده گرفت. انتظار میرود دونالد ترامپ در ماه مه از پکن بازدید کند و پیش از این علاقه خود را به برقراری دوباره ارتباط با کیم ابراز کرده است. اگر این اتفاق بیفتد، چهارمین دیدار رو در روی آنها خواهد بود و میتواند مذاکرات متوقفشده خلع سلاح هستهای در شبه جزیره کره را از سر بگیرد.
اما چشمانداز راهبردی از زمان ورود ترامپ به کاخ سفید در سال ۲۰۱۷ اساساً تغییر کرده است. سال ۲۰۲۴، پیونگ یانگ یک همکاری راهبردی با مسکو امضا کرد که عملاً منجر به یک اتحاد نظامی شد. در همین حال، وابستگی اقتصادی کره شمالی به چین همچنان ادامه دارد و تجارت دوجانبه به سطوح تقریباً پیش از کرونا بازگشته است. آخرین سفر وانگ یی، وزیر امور خارجه چین، به پیونگ یانگ تأکید کرد که با وجود نشانههایی از تنش، این رابطه هنوز عمیق و گرم است.
بنابراین آیا واشنگتن هنوز مسیر مناسبی برای مذاکره با کیم دارد؟ پیونگ یانگ چه درسهایی ممکن است از درگیریهای در حال وقوع در ایران و افزایش اهمیت جنگ نامتقارن بگیرد؟ فرانک آئوم، از اعضای غیرمقیم مرکز استیمسون و متخصص امنیت بینالمللی، به این پرسشهای کلیدی پاسخ میدهد.
پیونگیانگ چه درسهایی از درگیریهای جاری در خاورمیانه میگیرد؟
نیازی نیست در مورد آنچه پیونگیانگ از جنگ در ایران آموخته است، گمانهزنی کنیم. کیم جونگ اون در اواخر ماه مارس با اشاره به مناقشه ایران اظهار داشت که وضعیت فعلی آشکارا ثابت میکند کره شمالی در بیاعتنایی به فشار ایالات متحده برای کنار گذاشتن زرادخانه هستهای خود محق بوده است.
اما محتمل است که مناقشه ایران، باورهای موجود دیگری را هم تأیید کرده باشد، از جمله ارزش حفظ روابط قوی با قدرتهای بزرگ مانند روسیه و چین، اعمال کنترل شدید بر جمعیت داخلی برای جلوگیری از انواع اعتراضهای داخلی که ممکن است مداخله خارجی را تشویق کند و توسعه توانمندیهای نامتقارن مانند جنگ پهپادی.
کره جنوبی همچنین باید به تمایل ترامپ برای گوش دادن به همتایان خود توجه کند. استدلالهای اسرائیل به شدت بر تصمیم حمله به ایران تأثیر گذاشت، بنابراین ممکن است کره جنوبی بتواند رویکردی مشابه را برای تغییر رویکرد ترامپ [به کره شمالی] اتخاذ کند. ظاهراً کیم مین-سئوک، نخستوزیر، در سفر ماه گذشته خود به دفتر بیضیشکل کاخ سفید توصیههایی ارائه داده است، بنابراین خواهیم دید که آیا چیزی به نتیجه میرسد یا نه.
آیا تهران به کره شمالی نشان داده است که چگونه حریف قویتر را نابود کند؟ آمریکا و متحدان شرق آسیایی آن چگونه باید خود را با این ماجرا وفق دهند؟
کره شمالی مدتها پیش، قبل از درگیری ایران، دریافته بود که با داشتن تواناییهای نظامی قوی و استقرار مناسب و حمایت کافی از سوی قدرتهای بزرگ، میتواند با وجود ضعیفتر بودن نسبی، هزینههایی را بر دشمنان خود تحمیل کند. بنابراین کره شمالی در حال حاضر این بینش را برای شکلدهی به پویاییهای شبهجزیره کره و منطقه به کار میگیرد.
واشنگتن، سئول و توکیو باید با تمرکز بر آنچه سابقه تجربی ما با کره شمالی نشان داده است، یعنی اینکه فشار نتیجه معکوس دارد و تعامل میتواند به طور ملموس تنشها را کاهش دهد، رویکرد خود را در قبال کره شمالی بازنگری کنند.
واشنگتن همچنین باید بپذیرد که خلع سلاح هستهای دیگر نمیتواند مبنای مذاکرات با پیونگیانگ باشد. اگر آمریکا میخواهد با کره شمالی تعامل داشته باشد، باید تصمیم بگیرد که مبنای جدید چه خواهد بود.
با توجه به بحثهای داغ پیش از سفر ترامپ به پکن، نشست دیگری با کیم چقدر واقعبینانه است و هر طرف به دنبال چه چیزی خواهد بود؟
دیدار با کیم جونگ اون محتمل نیست، اما غیرممکن هم نیست. دلیلش این است که پیشنیاز مذاکرات - منافع متقابل - وجود دارد. کیم جونگ اون پیششرطهای خود را مطرح کرده است، مبنی بر اینکه مذاکرات باید در مورد همزیستی مسالمتآمیز باشد، نه خلع سلاح هستهای. ترامپ با تمایل به مذاکرات بیقید و شرط پاسخ داده است. هر دو طرف فکر میکنند توپ در زمین دیگری است. سوال این است که چه کسی اول تسلیم خواهد شد؟
ایالات متحده هرگز کره شمالی را به عنوان یک کشور هستهای بالفعل تحت تعریف NPT [پیمان منع گسترش سلاحهای هستهای] نخواهد پذیرفت. با این حال، ترامپ قبلاً کره شمالی را یک کشور هستهای نامیده و در حال حاضر آن را به عنوان یک کشور دارای سلاح هستهای برای اهداف برنامهریزی نظامی میبیند. سوال این است که آیا ترامپ مایل به بهبود روابط با کره شمالی هستهای هست یا نه و من فکر میکنم پاسخ مثبت است.
آیا ترامپ هنوز نفوذ معنادار بر پیونگیانگ دارد، یا اتحاد عمیقتر پیونگیانگ با مسکو و هماهنگی دوباره با پکن، معادله را تغییر داده است؟
ترامپ نفوذ بسیار کمی برای وادار کردن کره شمالی به بازگشت به میز مذاکره دارد که وضعیت فعلی آن را بسیار آشکار کرده است. پیونگیانگ امروزه مسلماً امنتر است - به دلیل حمایت روسیه و چین، قابلیتهای بازدارندگی خود و تضعیف نظم بینالمللی مبتنی بر قانون - نسبت به هر نقطهای در تاریخ هفت دههای خود.
مهمتر از همه، واشنگتن باید درک کند دیپلماسی جدی امروز نه به فشار بیشتر، بلکه به توجه و تطبیق بیشتر منافع کره شمالی نیاز دارد. برای شروع مذاکرات، ترامپ احتمالاً نه بر خلع سلاح هستهای، بلکه بر همزیستی مسالمتآمیز و کاهش ریسک تأکید کند و اقدامات یکجانبه اعتمادساز انجام دهد.
ظهور کیم جو آئه (دختر ۱۳ ساله رئیس کره شمالی) یک سیگنال جانشینی واقعی است یا فقط یک نمایش؟
با توجه به گفتهها و تصاویری که مستقیماً از دولت کره شمالی منتشر شده و نشان میدهد کیم جو آئه حداقل برای حضور در یک جایگاه ارشد آماده میشود و هیچ رقیب بالقوه جز کیم یو جونگ (خواهر کیم) وجود ندارد، منطقی است که ارزیابی سرویس اطلاعاتی کره جنوبی را جدی بگیریم. نظارت بر روابط بین این دو زن بسیار مهم خواهد بود.